عبد الحسين نوايى

236

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

عنفوان اوان شباب از تحصيل فضايل فارغ گشت و در مدرسهء غياثيه و مدرسهء بديعيه مدرّس شده پايهء قدر و منزلتش از امثال و اقران درگذشت و چون چهل و سه مرحله از مراحل زندگانى طى نمود ، در شب سه‌شنبه يازدهم ذى حجه سنهء سبع و عشرين و تسعمايه از عالم فنا به دار بقا رحلت فرمود . پدر عالىگهرش امير نور الدين محمد امين كه سن شريفش از هفتاد متجاوز بود از مشاهدهء اين واقعهء جانسوز و حادثهء محنت‌اندوز ، افغان گريه و زارى و ناله و اشكبارى به اوج فلك زنگارى رسانيد و به عقوب مثال در فراق آن عزيز مصر فضل و كمال در گوشهء بيت الاحزان حرمان و ملال نشسته زبان حال و قال به مضمون مقال : وا اسفا على يوسف ، گويا گردانيد و بعد از چند ماه كه آن سيادت‌پناه در مفارقت فرزند ارجمند در غايت غم و اندوه اوقات شريف مصروف داشت مريض گشته ، در اوايل ربيع الاخرى سنهء تسع و عشرين و تسعمايه رايت عزيمت به جوار مغفرت حضرت عزت برافراشت . اين قطعه كه نوشته مىشود به حساب جمل مشعر است به تاريخ وفات امير رضى الدين عبد الاول : سيد فاضل رضى الدين كه بود * زبدهء اولاد امجاد بتول رفت از دار فنا سوى بهشت * شد مقيم كوى ارباب وصول بهر سال انتقالش عقل گفت : * « انتقال زبدهء آل رسول » و اين رباعى مخبر است از ماه و سال ارتحال امير نور الدين محمد امين : از حكم قضاى حضرت سبحانى * چون مير محمد امين شد فانى از سال و مه واقعه پرسيد كسى * گفتم كه « اوايل ربيع الثانى » ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 346 - 347 ) قاضى حسن اختيار الدين ولد قاضى غياث الدين تربتى بود و به وفور فضايل و كمالات از ساير قضات ممتاز و مستثنا مىنمود و در اوقات جوانى از ولايت زاوه و محولات به دار السلطنهء هرات آمده به تحصيل علوم دين پرداخت و در اندك زمانى ترقى بسيار كرده نوشتن فتوا و تحرير صكوك و سجلات را پيشنهاد همت ساخت . در فن انشا و شعر و معما نيز صاحب وقوف گشت و در اواخر زمان خاقان منصور ، به منصب قضا سرافراز شده